سفر کیش
سلام قند عسلم 


خوبی قلب من؟
جونم برات بگه که از قدیم ندیما خیلی دلم میخواست برای ماه عسل بریم کیش اما شرایطمون جور نشد اما میخوام قررررربون تو برم که با اون پا قدم خوبت این شرایطو خیلی خوب و عالی فراهم کردی، جون دلم مامانی 
یه روز بابایی اومد گفت یه خبر خوب دارم و یه سفر کیش برای ماموریت برام جور شده که صحبت کردم با هم بریم، منم خیلی خوشحال شدم 
خلاصه 2 آذرماه بود که سه تایی رفتیم فرودگاه و رفتیم به سمت جزیره زیبای کیش، من و بابایی جفتمون اولین بار بود که میرفتیم و البته شما 

هوا تو این موقع سال عاااالی بود و اینم از شانس جیگر خودم بود، الهی فدات بشم مامانی، راستی حالمم اونجا توپ توپ بود، معلوم بود که داره به نفس مامان حسابی خوش میگذره که اذیت نمیکنه 

تازه قسمت خوب ماجرا چیزاییه که برات خریدم همممممممه زندگی من، با اینکه جنسیتتو هنوز نمیدونیم اما دلم نیومد چیزی برات نخرم. میخواستم یکی دوتا لباس واسه یادگاری برات بخرم که یهو اینا خریدات شد، بسسسسسسسسس که عاشقتم









سفر کیش
